تبليغاتX
.•* *•. .•* سلطان غم . •* *•. .•*.
.....*•. .•*.برترین پدیده های خلقت.*•. .•*....

 

بازم سلامی دوباره

خدمت دوستان نازنین و گل من

دوستان گلم خوبین؟؟؟؟

انشالله که خوبین

خوب دوستان چه خبر

چیکار میکنین؟؟؟؟؟

خوش میگذره؟؟؟!! من اومدم تا دوباره اپ کنم

اینم یه اپ دیگه،که امیدوارم خوشتون بیاد.......!!

این دسته گل زیبا هم تقدیم به دوستان گلم.... 

برای پدر......

تو یعنی زخود شکفتن تو بهار سبز و زیبا  

  مثل مرغ عشق تنها، تو قفس به فکر دریا

توهمیشه پایداری به امید و انتظارش        

 تا بیایی در کنارش، روزای تلخ و سیاهش

تو یعنی سکوت شب رو میشکنی با عشق خاموش

تو دوباره یاد آری، تا نشه پژواک، فراموش

تو یعنی رویای پرواز که همیشه آرزوت بود

و صداقت و وفایت که همیشه تو چشات بود

تو یعنی حتی تو طوفان به راهت ادامه دادن

پدرم تو یعنی نبوده خسته حتی از نفس افتادن

چون می بینی تو هد ف را، جون میدی براش آخر

تو یعنی راه خدایت نمیدی به جای کافر

که صدات توی گلوته نمیشه هرگز فراموش

 
و اینم برای مادر......

بیچاره مادر...

پسر رو قدر مادردان که دایم

کشد رنج پسر بیچاره مادر

برو بیش از پدر خواهش که خواهد

تو را بیش از پدر بیچاره مادر

زجان محبوب تر دارش که داردت

زجان محبوب تر بیچاره مادر

نگه داری کند نه ماه و نه روز

تو را چون جان ببر بیچاره مادر

از این پهلو به آن پهلو نغلتد

شب از بیم خطر بیچاره مادر

به وقت زادن تو مرگ خود را

بگیرد در نظر بیچاره مادر

بشوید کهنه و آراید او را

چو کمتر کار گر بیچاره مادر

تموز و دی تو را ساعت به ساعت

نماید خشک و تو بیچاره مادر

اگر یه عطسه آید از دماغت

پرد هوشش زسر بیچاره مادر

اگر یک سرفه بیجا نمایی

خورد خون جگر بیچاره مادر

برای اینکه شب راحت بخوابی

نخوابد تا سحر بیچاره مادر

چو دندان آوری رنجور گردی

کشد رنج دگر بیچاره مادر

سپس چون پاگرفتی،تا نیفتی

خورد غم بیشتر بیچاره مادر

تو تا یک مختصر جانی بگیری

کند جان ،مختصر ،بیچاره مادر

به مکتب چون روی تا باز گردی!

بود چشمش به در بیچاره مادر

و گر یک ربع ساعت دیر آیی

شود از خود به در بیچاره مادر

نبیند هیچکس زحمت به دنیا

زمادر بیشتر بیچاره مادر

تمام حاصلش از زحمت این است

که دارد یک پسر بیچاره مادر
 
 
 
 
تا اپ بعدی بای دوستان گلممممممممممممممم
 



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 0:23
توسط ..:: نوشین ::..

 

 

دوستان گلمسلام!!!

 

 

 

 خوبین عزیزان؟بلاخره اپ کردم خیلی وقت بود اپ نکرده بودم نه؟؟؟؟؟؟

 

دلم براتون تنگ شده بود یکم کار داشتم  مشغول بودم نمی تونستم بیام نت

 

تازه نتم هم مشکل داشت بیشتر به خاطر همین موضوع نبودم.

 

خوب بلاخره اومدم و با کلی مطلب زیبا درمورد مقدس ترین موجود هستیمادر

 

یعنی فرشته هستی مادرران واقعا فرشته ان مگه نه؟؟؟؟؟

 

خوب دوستان  شما خوبن که ایشالله؟

 

ببخشید که نتونستم بیام و به وب هاتون سر بزنم شرمنده مشکلمو که گفتم

 

  تازه بازم فکر کنم برم تا یه مدت دیگه بیام اخه امروز یکی از دوستام  باهام تماس گرفت

 

گفت میشه یه چند روزی به جای من بیای سر کار ؟؟؟

 

منم چون دوستم بود نتونستم جوابش کنم!!!

 

گفتم باشه اجازه می گیرم میام . دیگه باید فکر کنم حدود یک ماهی نباشم

 

شاید هم بهتون سر زدم ولی اگه نیومدم  از دستم ناراحت نشین.

 

امیدوارم که همیشه سالم و تندرست باشین .

 

خوب دیگه من خیلی حرف زدم ببخشید سرتونو به درد آوردم

 

حالا مطلب ها رو بخونین و با نظراتتون  مارو شادکنین تا برای اپ بعدی

 

مشتاق تر باشم....!!!

 

فعلا.........

 

نوبتی هم باشه نوبت شماست. بفرمایین..........!!!

 

 

 

                         

باغبان هستي:

 

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به

 

 آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم

 

 را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي

 

 خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

 

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛

 

تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

                                       

 

 خشم لبريز از مهرباني:

 

 

مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز

 

 مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي

 

 بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش

 

 وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من

 

 مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم

 

 و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني

 

 اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

                           

                                        

             

خشم لبريز از مهرباني:

 

 مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز

 

 مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي

 

 بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش

 

 وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من

 

 مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم

 

 و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني

                                         

 اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

 قدرت مندي و جديت:

 

 

به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت

 

 صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با

 

 کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا

 

 مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي

 

 شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد.

 

                                           

 

گام به گام رو به سعادت:

 

مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون

 

 راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي

 

 يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و

 

 اسلامي پرورش مي دهد، 

  

 آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه

 

 سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند.

                                       

                           

عظمت مقام مادر:

 

 

در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن

 

 که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از

 

 مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين

 

مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن

 

 حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از

 

 مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت

 

 زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در

 

 حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه

 

 هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».

 

     

تعالي انديشه در مادر:

 

 

حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار

 

 دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه

 

 بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: «اگر مادري بداند که انديشه هاي او در

 

 کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين

 

 نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد که اينها امور ظاهري و

 

 عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش».

 

                                          

 

تجليل ويژه از مادر:

 

خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي،

 

 احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات

 

 آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد:« ما انسان را

 

 سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل

 

 کرده و به سختي فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را

 

 به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد.

 

                                            

بلنداي مقام مادري:

 

استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد:

 

 «مبادا  ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت

 

هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم

 

 رنگ گردد».